حامی ارقام
حداکثر تا 45% تخفیف ویژه برای تمامی دوره‌ها
روزها
ساعت‌
دقیقه
ثانیه
در حال جستجو...

خلاصه استاندارد شماره ۴۳ حسابداری به زبان ساده (براساس متن سازمان حسابرسی)

استاندارد شماره ۴۳ حسابداری جیست

استاندارد حسابداری ۴۳ چیست؟ خلاصه کاربردی برای حسابداران

استاندارد حسابداری ۴۳ با عنوان «درآمد عملیاتی حاصل از قرارداد با مشتریان» چارچوب واحدی برای شناسایی درآمد عملیاتی ارائه می‌کند. این استاندارد که در سال ۱۴۰۲ تصویب شده، جایگزین استانداردهای ۳ «درآمد عملیاتی»، ۹ «حسابداری پیمان‌های بلندمدت» و ۲۹ «فعالیت‌های ساخت املاک» می‌شود و برای صورت‌های مالی که دوره مالی آن‌ها از ۱/۱/۱۴۰۴ و بعد از آن شروع می‌شود، لازم‌الاجراست (بند ۱۳۲).

مبنای اصلی استاندارد این است که درآمد زمانی شناسایی شود که کالا یا خدمت تعهدشده به مشتری منتقل و کنترل آن به مشتری واگذار شده باشد؛ نه صرفاً زمانی که وجه دریافت یا سررسید شود.

در این مقاله، مهم‌ترین نکات استاندارد ۴۳ را به زبان کاربردی مرور می‌کنیم تا حسابداران بتوانند در بررسی قراردادها، تعیین درآمد و ارائه اطلاعات مالی از آن استفاده کنند.

استاندارد حسابداری ۴۳ چه هدفی دارد؟

هدف استاندارد ۴۳ تعیین اصولی است که واحد تجاری بر اساس آن‌ها اطلاعات مفیدی درباره ماهیت، مبلغ، زمان‌بندی و عدم اطمینان درآمد عملیاتی و جریان‌های نقدی حاصل از قرارداد با مشتریان ارائه کند (بند ۱).

اصل محوری استاندارد این است:

درآمد عملیاتی باید به‌گونه‌ای شناسایی شود که انتقال کالاها یا خدمات تعهدشده به مشتری را نشان دهد و مبلغ درآمد برابر با مابه‌ازایی باشد که واحد تجاری انتظار دارد در قبال آن کالاها یا خدمات نسبت به آن محق شود (بند ۲).

بنابراین برای هر قرارداد باید مشخص شود:

  1. قرارداد با مشتری وجود دارد یا خیر؟
  2. چه تعهدات عملکردی در قرارداد وجود دارد؟
  3. قیمت معامله چقدر است؟
  4. قیمت معامله چگونه بین تعهدات عملکردی تقسیم می‌شود؟
  5. درآمد چه زمانی باید شناسایی شود؟

این پنج مرحله، مسیر اصلی اجرای استاندارد ۴۳ هستند.

دامنه کاربرد استاندارد ۴۳

استاندارد ۴۳ برای قراردادهای با مشتریان کاربرد دارد، اما برخی موارد از دامنه آن خارج هستند؛ از جمله:

  • قراردادهای اجاره مشمول استاندارد ۲۱؛
  • قراردادهای بیمه مشمول استاندارد ۲۸؛
  • ابزارهای مالی و موارد مشمول استانداردهای ۱۵، ۳۹، ۴۰، ۱۸ و ۲۰؛
  • برخی مبادله‌های غیرپولی بین واحدهای تجاری با فعالیت‌های مشابه که برای تسهیل فروش به مشتریان انجام می‌شوند (بند ۵).

الزامات شناخت و اندازه‌گیری این استاندارد در مورد سایر درآمدهای حاصل از فعالیت‌های عادی نیز کاربرد دارد و برخی درآمدهای غیرعملیاتی، مانند سود حاصل از واگذاری دارایی‌های ثابت مشهود، را نیز دربرمی‌گیرد (بند ۶).

مشتری در استاندارد ۴۳ چه کسی است؟

مشتری شخصی است که برای دریافت کالا یا خدمات حاصل از فعالیت‌های عادی واحد تجاری، در برابر پرداخت مابه‌ازا با واحد تجاری قرارداد می‌بندد.

اگر طرف قرارداد صرفاً برای مشارکت در یک فعالیت یا فرایند و تقسیم ریسک‌ها و منافع آن قرارداد بسته باشد، لزوماً مشتری محسوب نمی‌شود (بند ۷).

اگر بخشی از قرارداد مشمول استانداردهای دیگر و بخشی مشمول استاندارد ۴۳ باشد، ابتدا الزامات استاندارد دیگر اجرا می‌شود و مبلغ باقیمانده به اجزای مشمول استاندارد ۴۳ تخصیص می‌یابد (بند ۸).

مرحله اول: تشخیص قرارداد با مشتری

واحد تجاری زمانی قرارداد را به حساب می‌آورد که تمام معیارهای زیر احراز شده باشد (بند ۱۰):

  • طرفین قرارداد را تأیید کرده و به انجام تعهدات خود متعهد باشند؛
  • حقوق هر طرف نسبت به کالاها یا خدمات قابل تشخیص باشد؛
  • شرایط پرداخت مشخص باشد؛
  • قرارداد محتوای تجاری داشته باشد؛
  • وصول مابه‌ازایی که واحد تجاری نسبت به آن محق می‌شود، محتمل باشد.

اگر این شرایط در ابتدای قرارداد وجود داشته باشد، معمولاً نیازی به ارزیابی مجدد نیست؛ مگر اینکه تغییر عمده‌ای در واقعیت‌ها و شرایط رخ دهد، مانند کاهش قابل‌ملاحظه توانایی مشتری برای پرداخت (بند ۱۴).

اگر معیارها احراز نشده باشند اما وجهی از مشتری دریافت شده باشد، مبلغ معمولاً تا زمان احراز شرایط، بدهی محسوب می‌شود. فقط در شرایط مشخصی، مانند خاتمه قرارداد و غیرقابل‌استرداد بودن وجه یا نبود تعهد باقیمانده همراه با دریافت تقریباً تمام مابه‌ازا، امکان شناسایی آن به‌عنوان درآمد وجود دارد (بندهای ۱۶ و ۱۷).

ترکیب چند قرارداد

اگر چند قرارداد با یک مشتری یا اشخاص وابسته به او در یک زمان یا در فاصله زمانی نزدیک منعقد شده باشند، در صورت وجود حداقل یکی از شرایط زیر باید به‌عنوان یک قرارداد واحد در نظر گرفته شوند (بند ۱۸):

  • قراردادها با یک هدف تجاری واحد مذاکره شده باشند؛
  • مبلغ یک قرارداد به قیمت یا عملکرد قرارداد دیگر وابسته باشد؛
  • کالاها یا خدمات قراردادها یک تعهد عملکردی واحد را تشکیل دهند.

تعدیل قرارداد و الحاقیه‌ها

تغییر در دامنه یا قیمت قرارداد که به تأیید طرفین رسیده باشد، تعدیل قرارداد محسوب می‌شود. این تأیید می‌تواند کتبی، شفاهی یا ضمنی باشد (بندهای ۱۹ و ۲۰).

نحوه حسابداری تعدیل به ماهیت آن بستگی دارد:

  • اگر کالاها یا خدمات اضافی متمایز باشند و قیمت آن‌ها تقریباً معادل قیمت فروش مستقل باشد، تعدیل به‌عنوان قرارداد جداگانه حسابداری می‌شود.
  • اگر کالاها یا خدمات باقیمانده متمایز باشند، ممکن است قرارداد قبلی خاتمه‌یافته تلقی و قرارداد جدید به‌صورت آینده‌نگر شناسایی شود.
  • اگر کالاها یا خدمات باقیمانده متمایز نباشند و بخشی از تعهد عملکردی نیمه‌تمام باشند، تعدیل به‌صورت اثر انباشته در قرارداد موجود شناسایی می‌شود (بندهای ۲۱ و ۲۲).

مرحله دوم: تشخیص تعهدات عملکردی

واحد تجاری باید در ابتدای قرارداد کالاها و خدمات تعهدشده را بررسی کند و هر کالای یا خدمت متمایز یا مجموعه‌ای از کالاها و خدمات متمایز با الگوی انتقال یکسان را به‌عنوان تعهد عملکردی شناسایی کند (بندهای ۲۳ و ۲۴).

تعهدات عملکردی فقط تعهدات صریح قرارداد نیستند. اگر رویه‌های تجاری، سیاست‌ها یا اظهارات واحد تجاری توقع به‌جایی در مشتری ایجاد کنند، تعهدات ضمنی نیز ممکن است تعهد عملکردی باشند (بند ۲۵).

در مقابل، فعالیت‌های اداری مربوط به راه‌اندازی قرارداد که کالا یا خدمتی به مشتری منتقل نمی‌کنند، تعهد عملکردی نیستند (بند ۲۶).

چه زمانی کالا یا خدمت متمایز است؟

دو شرط باید هم‌زمان برقرار باشد (بند ۲۸):

  1. مشتری بتواند به‌تنهایی یا با منابعی که به‌راحتی در دسترس است از کالا یا خدمت منتفع شود؛
  2. تعهد انتقال آن در قرارداد از سایر تعهدات به‌طور جداگانه قابل تشخیص باشد.

اگر واحد تجاری کالاها یا خدمات را به‌شدت یکپارچه کند، آن‌ها را به‌طور قابل‌ملاحظه سفارشی یا تعدیل کند یا کالاها و خدمات وابستگی زیادی به یکدیگر داشته باشند، ممکن است متمایز نباشند و در قالب یک تعهد عملکردی واحد حسابداری شوند (بندهای ۳۰ و ۳۱).

مرحله سوم: تعیین قیمت معامله

قیمت معامله مبلغ مابه‌ازایی است که واحد تجاری انتظار دارد در قبال انتقال کالاها یا خدمات نسبت به آن محق شود؛ مبالغی که به نمایندگی از اشخاص ثالث دریافت می‌شوند، مانند مالیات بر ارزش افزوده، جزو قیمت معامله نیستند (بندهای ۴۸ تا ۵۰).

در تعیین قیمت معامله باید موارد زیر بررسی شود:

مابه‌ازای متغیر

تخفیف، استرداد، اعتبار، مشوق فروش، پاداش عملکرد، جریمه و برخی رویدادهای آتی می‌توانند باعث متغیر شدن مابه‌ازا شوند (بندهای ۵۱ تا ۵۳).

برای برآورد مابه‌ازای متغیر از یکی از دو روش استفاده می‌شود:

  • ارزش مورد انتظار: مجموع مبالغ موزون‌شده با احتمالات؛
  • محتمل‌ترین مبلغ: مناسب شرایطی که تعداد نتایج ممکن محدود است، مانند تحقق یا عدم تحقق یک پاداش.

واحد تجاری باید روشی را انتخاب کند که بهترین پیش‌بینی از مبلغ مورد انتظار را ارائه دهد (بندهای ۵۴ و ۵۵).

اگر انتظار می‌رود بخشی از مبلغ به مشتری برگردانده شود، بدهی استرداد شناسایی و در پایان هر دوره به‌روز می‌شود (بند ۵۶).

محدودسازی مابه‌ازای متغیر

مابه‌ازای متغیر فقط تا میزانی در قیمت معامله منظور می‌شود که بسیار محتمل باشد برگشت عمده‌ای در درآمد انباشته شناسایی‌شده رخ ندهد (بند ۵۷).

حساسیت مبلغ به عوامل خارج از کنترل، طولانی بودن دوره عدم اطمینان، تجربه محدود با قراردادهای مشابه و دامنه گسترده مبالغ ممکن از جمله عواملی هستند که باید در این ارزیابی در نظر گرفته شوند (بند ۵۸).

این برآورد در پایان هر دوره گزارشگری باید به‌روز شود (بند ۶۰).

جزء تأمین مالی بااهمیت

اگر زمان‌بندی پرداخت باعث ایجاد منفعت مالی قابل‌ملاحظه برای مشتری یا واحد تجاری شود، مابه‌ازای قرارداد بابت ارزش زمانی پول تعدیل می‌شود تا درآمد بر مبنای قیمت فروش نقدی شناسایی شود (بندهای ۶۱ و ۶۲).

اگر در زمان انعقاد قرارداد انتظار رود فاصله انتقال کالا یا خدمت تا پرداخت یک سال یا کمتر باشد، می‌توان از اقتضای عملی استفاده کرد و تعدیل بابت تأمین مالی را انجام نداد (بند ۶۴).

اثر تأمین مالی به‌عنوان درآمد یا هزینه مالی، جدا از درآمد عملیاتی ارائه می‌شود (بند ۶۶).

مابه‌ازای غیرنقدی

مابه‌ازای غیرنقدی معمولاً به ارزش منصفانه اندازه‌گیری می‌شود. اگر تعیین ارزش منصفانه به‌طور معقول امکان‌پذیر نباشد، از قیمت فروش مستقل کالاها یا خدمات برای برآورد استفاده می‌شود (بندهای ۶۷ و ۶۸).

مبالغ قابل پرداخت به مشتری

مبالغی مانند وجه نقد، اعتبار یا کوپن تخفیف که به مشتری پرداخت می‌شوند، معمولاً کاهش قیمت معامله و درآمد هستند؛ مگر اینکه در مقابل کالای یا خدمت متمایزی باشند که مشتری به واحد تجاری منتقل می‌کند (بندهای ۷۱ تا ۷۳).

مرحله چهارم: تخصیص قیمت معامله

اگر قرارداد چند تعهد عملکردی داشته باشد، قیمت معامله باید بین آن‌ها تخصیص یابد.

قاعده اصلی، تخصیص بر اساس قیمت فروش مستقل نسبی هر کالا یا خدمت در ابتدای قرارداد است (بندهای ۷۵ و ۷۷).

بهترین مبنا، قیمت قابل مشاهده‌ای است که واحد تجاری همان کالا یا خدمت را به مشتریان مشابه و در شرایط مشابه به‌صورت مستقل می‌فروشد. اگر قیمت فروش مستقل قابل مشاهده نباشد، باید برآورد شود (بندهای ۷۸ و ۷۹).

روش‌های برآورد شامل موارد زیر است (بند ۸۰):

  • ارزیابی بازار تعدیل‌شده؛
  • بهای تمام‌شده مورد انتظار به‌علاوه حاشیه سود؛
  • رویکرد باقیمانده در شرایط مشخص.

تخصیص تخفیف و مابه‌ازای متغیر

تخفیف معمولاً به‌صورت نسبی بین تمام تعهدات عملکردی تخصیص می‌یابد، مگر اینکه شواهد نشان دهد تخفیف مشخصاً به یک یا چند تعهد مربوط است (بندهای ۸۲ تا ۸۴).

مابه‌ازای متغیر نیز در صورت ارتباط مشخص با ایفای یک تعهد و سازگاری با هدف کلی تخصیص، می‌تواند به همان تعهد اختصاص یابد (بندهای ۸۵ تا ۸۷).

اگر قیمت معامله پس از شروع قرارداد تغییر کند، تغییر بر مبنای روش تخصیص اولیه بین تعهدات تقسیم می‌شود و سهم مربوط به تعهدات ایفاشده در همان دوره در درآمد شناسایی می‌شود (بندهای ۸۸ تا ۹۱).

مرحله پنجم: چه زمانی درآمد شناسایی می‌شود؟

درآمد زمانی شناسایی می‌شود که واحد تجاری تعهد عملکردی را با انتقال کالا یا خدمت ایفا کند.

مبنای انتقال، کنترل است؛ یعنی توانایی مشتری برای هدایت استفاده از دارایی و کسب تقریباً تمام منافع باقیمانده آن (بندهای ۳۲ تا ۳۴).

شناسایی درآمد در طول زمان

اگر حداقل یکی از شرایط زیر وجود داشته باشد، تعهد عملکردی در طول زمان ایفا می‌شود (بند ۳۶):

  1. مشتری هم‌زمان با عملکرد واحد تجاری منافع آن را دریافت و مصرف کند؛
  2. دارایی ایجادشده یا توسعه‌یافته در طول انجام کار تحت کنترل مشتری باشد؛
  3. دارایی ایجادشده کاربرد جایگزین برای واحد تجاری نداشته باشد و واحد تجاری نسبت به دریافت مبلغ بابت عملکرد انجام‌شده تا آن تاریخ، حق الزام‌آور داشته باشد.

در معیار سوم، کاربرد جایگزین در ابتدای قرارداد ارزیابی می‌شود و حق دریافت وجه باید حداقل عملکرد انجام‌شده تا آن تاریخ را جبران کند (بندهای ۳۷ و ۳۸).

شناسایی درآمد در نقطه‌ای از زمان

اگر هیچ‌یک از شرایط شناسایی در طول زمان وجود نداشته باشد، تعهد عملکردی در یک نقطه از زمان ایفا می‌شود (بند ۳۹).

برای تعیین زمان انتقال کنترل، نشانه‌هایی مانند موارد زیر بررسی می‌شود:

  • وجود حق فعلی برای دریافت وجه؛
  • انتقال مالکیت قانونی؛
  • انتقال تصرف فیزیکی؛
  • انتقال ریسک‌ها و مزایای عمده مالکیت؛
  • پذیرش دارایی توسط مشتری.

اندازه‌گیری پیشرفت

برای تعهداتی که در طول زمان ایفا می‌شوند، میزان پیشرفت باید اندازه‌گیری شود (بندهای ۴۰ تا ۴۶).

روش‌های اندازه‌گیری شامل دو گروه هستند:

  • روش‌های مبتنی بر خروجی: مانند نتایج به‌دست‌آمده، مقاطع مشخص، زمان سپری‌شده و واحدهای تولید یا تحویل‌شده؛
  • روش‌های مبتنی بر ورودی: مانند ساعات کار، مخارج تحمل‌شده، منابع مصرف‌شده و ساعات کارکرد ماشین‌آلات.

برای تعهدات مشابه باید روش مناسب به‌صورت یکنواخت به کار رود. اگر نتیجه تعهد به‌طور معقول قابل اندازه‌گیری نباشد اما انتظار بازیافت مخارج وجود داشته باشد، درآمد فقط تا میزان مخارج تحمل‌شده شناسایی می‌شود (بند ۴۶).

چند مورد مهم و پرتکرار در استاندارد ۴۳

فروش با حق برگشت

در فروش با حق برگشت باید سه مورد شناسایی شود:

  • درآمد به میزان مبلغی که انتظار می‌رود واحد تجاری نسبت به آن محق باشد؛
  • بدهی استرداد؛
  • دارایی بابت حق دریافت مجدد محصولات برگشتی.

این اقلام باید در پایان دوره‌های گزارشگری به‌روزرسانی شوند (ب۲۱ تا ب۲۵).

ضمانت

اگر مشتری بتواند ضمانت را جداگانه خریداری کند، ضمانت یک تعهد عملکردی مستقل است و بخشی از قیمت معامله به آن تخصیص می‌یابد.

اگر ضمانت فقط مطابقت محصول با ویژگی‌های توافق‌شده را تضمین کند، معمولاً طبق استاندارد ۴ حسابداری می‌شود؛ مگر اینکه خدمت اضافی نیز ارائه کند (ب۲۹ تا ب۳۳).

اصیل یا نماینده

واحد تجاری باید برای هر کالا یا خدمت مشخص کند که اصیل است یا نماینده (ب۳۴).

اگر پیش از انتقال کالا یا خدمت به مشتری آن را کنترل کند، اصیل است و درآمد را به‌صورت ناخالص شناسایی می‌کند.

اگر فقط واسطه ارائه کالا یا خدمت توسط شخص دیگری باشد، نماینده است و درآمد به‌صورت خالص و معادل کارمزد یا حق‌الزحمه شناسایی می‌شود (ب۳۶ تا ب۴۰).

مسئولیت اصلی در قبال مشتری، ریسک موجودی و اختیار تعیین قیمت از نشانه‌های کنترل هستند.

اختیار خرید کالا یا خدمات اضافی

امتیاز، تخفیف آتی یا حق تمدید زمانی تعهد عملکردی محسوب می‌شود که برای مشتری حق بااهمیتی ایجاد کند که بدون انعقاد قرارداد به دست نمی‌آورد.

در این صورت بخشی از مبلغ قرارداد به این اختیار تخصیص می‌یابد و درآمد هنگام انتقال کالا یا خدمت آتی یا انقضای اختیار شناسایی می‌شود (ب۴۳ تا ب۴۶).

حق‌الزحمه اولیه غیرقابل استرداد

هزینه‌هایی مانند حق عضویت، فعال‌سازی یا تنظیم قرارداد اگر به انتقال کالا یا خدمت مشخصی مربوط نباشند، معمولاً درآمد فوری محسوب نمی‌شوند و به‌عنوان پیش‌دریافت بابت کالاها یا خدمات آتی شناسایی می‌شوند (ب۵۲ تا ب۵۵).

اعطای مجوز

اگر مجوز از سایر کالاها یا خدمات متمایز باشد، باید ماهیت آن مشخص شود.

حق دسترسی به دارایی فکری، در شرایط مقرر، معمولاً درآمد را در طول زمان ایجاد می‌کند؛ در حالی که حق استفاده از دارایی فکری موجود در زمان اعطای مجوز، معمولاً در نقطه‌ای از زمان درآمد ایجاد می‌کند (ب۵۷ تا ب۶۶).

حق امتیاز مبتنی بر فروش یا استفاده از دارایی فکری نیز هنگام وقوع فروش یا استفاده و ایفای تعهد مربوط، هرکدام دیرتر باشد، شناسایی می‌شود (ب۶۷ تا ب۶۹).

توافق‌های بازخرید

در توافق‌هایی که واحد تجاری متعهد یا مجاز به بازخرید دارایی است، باید بررسی شود آیا مشتری واقعاً کنترل دارایی را به دست آورده است یا خیر. بسته به شرایط و قیمت بازخرید، قرارداد می‌تواند در حکم اجاره، فروش با حق برگشت یا تأمین مالی باشد (ب۷۲ تا ب۸۱).

حق‌العملکاری و فروش و نگهداری

در قرارداد حق‌العملکاری، صرف انتقال فیزیکی کالا به توزیع‌کننده به معنی شناسایی درآمد نیست، اگر کنترل همچنان نزد واحد تجاری باشد (ب۸۳ و ب۸۴).

در فروش و نگهداری نیز درآمد تنها زمانی شناسایی می‌شود که مشتری کنترل کالا را به دست آورده و شرایط مقرر، از جمله قابل تشخیص بودن کالا، آماده بودن برای انتقال و عدم امکان استفاده یا انتقال آن به مشتری دیگر، احراز شده باشد (ب۸۵ تا ب۸۸).

مخارج قرارداد؛ دارایی یا هزینه؟

مخارجی که در صورت عدم دستیابی به قرارداد تحمل نمی‌شدند، مانند برخی کمیسیون‌های فروش، در صورت انتظار بازیافت، به‌عنوان دارایی شناسایی می‌شوند (بندهای ۹۲ و ۹۳).

اگر دوره استهلاک این دارایی یک سال یا کمتر باشد، می‌توان طبق اقتضای عملی آن را در زمان وقوع هزینه کرد (بند ۹۵).

مخارج ایفای قرارداد نیز در صورتی دارایی می‌شوند که:

  • مستقیماً با قرارداد مرتبط باشند؛
  • منابعی برای ایفای تعهدات آینده ایجاد یا افزایش دهند؛
  • انتظار بازیافت آن‌ها وجود داشته باشد (بند ۹۶).

مخارج عمومی و اداری، هدررفت‌های پیش‌بینی‌نشده و مخارج مربوط به تعهدات قبلاً ایفاشده، در موارد مقرر هزینه دوره هستند (بند ۹۹).

دارایی‌های ایجادشده از مخارج قرارداد باید متناسب با انتقال کالاها یا خدمات مربوط مستهلک شوند و در صورت وجود نشانه‌های کاهش ارزش، آزمون کاهش ارزش انجام شود (بندهای ۱۰۰ تا ۱۰۵).

دریافتنی، دارایی قرارداد یا بدهی قرارداد؟

یکی از نکات مهم استاندارد ۴۳، تفکیک این سه عنوان است:

عنوان مفهوم
دریافتنی حق غیرمشروط دریافت وجه؛ فقط گذشت زمان برای سررسید کافی است
دارایی قرارداد کالا یا خدمت منتقل شده اما حق دریافت وجه هنوز به شرطی غیر از گذشت زمان وابسته است
بدهی قرارداد مشتری وجه را پیش از انتقال کالا یا خدمت پرداخت کرده است

این تفکیک در ارائه صورت‌های مالی اهمیت دارد و دارایی قرارداد نیز باید از نظر کاهش ارزش ارزیابی شود (بندهای ۱۰۶ تا ۱۱۰).

الزامات افشای استاندارد ۴۳

هدف افشا این است که استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی بتوانند ماهیت، مبلغ، زمان‌بندی و عدم اطمینان درآمد و جریان‌های نقدی حاصل از قراردادها را درک کنند (بند ۱۱۱).

مهم‌ترین موارد افشا عبارت‌اند از:

  • درآمد حاصل از قرارداد با مشتریان؛
  • تفکیک درآمد بر اساس عواملی مانند نوع کالا یا خدمت، منطقه جغرافیایی، نوع مشتری و زمان انتقال؛
  • مانده ابتدا و پایان دوره دریافتنی‌ها، دارایی‌ها و بدهی‌های قرارداد؛
  • تعهدات عملکردی و زمان معمول ایفای آن‌ها؛
  • تعهدات عملکردی باقیمانده و زمان مورد انتظار شناسایی درآمد؛
  • قضاوت‌ها و برآوردهای عمده در تعیین زمان شناسایی درآمد، قیمت معامله و تخصیص آن؛
  • دارایی‌های ناشی از مخارج قرارداد، روش استهلاک و کاهش ارزش آن‌ها؛
  • استفاده از اقتضاهای عملی مربوط به تأمین مالی یا مخارج دستیابی به قرارداد (بندهای ۱۱۴ تا ۱۳۰).

چک‌لیست کاربردی استاندارد ۴۳ برای حسابداران

قبل از نهایی کردن حسابداری یک قرارداد، این پرسش‌ها را بررسی کنید:

  • آیا معیارهای وجود قرارداد احراز شده است؟
  • آیا چند قرارداد مرتبط باید با یکدیگر ترکیب شوند؟
  • آیا الحاقیه یا تعدیل قرارداد به‌درستی طبقه‌بندی شده است؟
  • تعهدات عملکردی و کالاها یا خدمات متمایز کدام‌اند؟
  • آیا مابه‌ازای متغیر و محدودسازی آن بررسی شده است؟
  • آیا قرارداد جزء تأمین مالی بااهمیت دارد؟
  • قیمت فروش مستقل هر تعهد چگونه تعیین شده است؟
  • درآمد باید در طول زمان یا در نقطه‌ای از زمان شناسایی شود؟
  • روش اندازه‌گیری پیشرفت چیست؟
  • در قراردادهای واسطه‌ای، واحد تجاری اصیل است یا نماینده؟
  • مخارج قرارداد باید دارایی یا هزینه شناسایی شوند؟
  • آیا مبالغ به‌درستی بین دریافتنی، دارایی قرارداد و بدهی قرارداد تفکیک شده‌اند؟
  • آیا الزامات افشا، از جمله تعهدات باقیمانده و قضاوت‌های عمده، رعایت شده است؟

جمع‌بندی

استاندارد حسابداری ۴۳، شناسایی درآمد را بر مبنای انتقال کنترل کالا یا خدمت به مشتری تنظیم می‌کند. برای اجرای آن باید هر قرارداد در پنج مرحله بررسی شود:

  • تشخیص قرارداد
  • تشخیص تعهدات عملکردی
  • تعیین قیمت معامله
  • تخصیص قیمت معامله
  • شناسایی درآمد

در عمل، مهم‌ترین موضوعات برای حسابداران شامل تشخیص تعهدات عملکردی، تعیین مابه‌ازای متغیر، بررسی جزء تأمین مالی، تعیین قیمت فروش مستقل، تشخیص زمان انتقال کنترل، اندازه‌گیری پیشرفت و تعیین اصیل یا نماینده بودن واحد تجاری است.

همچنین تفکیک صحیح دریافتنی، دارایی قرارداد و بدهی قرارداد و رعایت الزامات افشا، بخش مهمی از اجرای استاندارد ۴۳ محسوب می‌شود.

این مقاله خلاصه کاربردی استاندارد ۴۳ است و برای تصمیم‌گیری در شرایط خاص هر قرارداد، باید متن کامل استاندارد و پیوست‌های آن بررسی شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

مقالات مرتبط

در حال جستجو...